شمول حدیث لاتعاد نسبت به نماز جاهل قاصر در مکان غصبی – تطبیق فقهی بحث بر نماز در لباس غصبی
جلسه 80- 349
سهشنبه – 1400/11/05
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی سیّدنا محمّد و آله الطاهرین سیّما بقیّة اللّه في الأرضین و اللعن علی أعدائهم أجمعین.
بحث راجع به این بود که بناء بر قول به امتناع اجتماع امر و نهی عمل عبادی از جاهل قاصر و ناسی آیا صحیح خواهد بود و یا صحیح نخواهد بود مثل اینکه با آب غصبی از روی جهل قصوری یا نسیان وضوء بگیرد یا در مکان غصبی از روی جهل قصوری یا نیسان نماز بخوان.
مرحوم آقای خوئی فرمودند ما تفصیل میدهیم بین نسیان و جهل مرکب و بین جهل بسیط. در نسیان و جهل مرکب چون احتمال نمیدهد شخص، بقاء حرمت غصب در حق او لغو است، بر خلاف جاهل بسیط یعنی جاهل متردد که بقاء حرمت نهی در حق او لغو نیست، اثرش حسن احتیاط است. و لذا عمل جاهل بسیط باطل است ولی عمل ناسی و جاهل مرکب صحیح است مگر ناسی مقصر باشد، خودش غاصب باشد و هنگام عمل فراموش کرده باشد که در این صورت عملش مبعد از مولی است و موجب استحقاق عقاب است و دیگر نمیتواند مقرب باشد.
و اینکه صاحب کفایه فرمود: “ما با احراز ملاک میتوانیم این نماز یا این وضوء را تصحیح کنیم حتی در حق جاهل بسیط”، آقای خوئی فرمودند ما از کجا کشف ملاک بکنیم؟ وانگهی وقتی عمل محبوب مولی نیست، چطور با ملاک میشود تقرب به مولی جست؟ عمل عملی است که مبغوض بالفعل است، مغلوب ملاک حرمت است و لو مکلف جاهل قاصر است، چطور به صرف ملاک میشود تقرب جست؟
اینکه آقای خوئی فرمود اح