فهرست مطالب

فهرست مطالب

تقریرات دروس خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

 

بسمه تعالی

موضوع: بررسی ادله/ شرط دوم (قار نبودن) /مکان مصلی /کتاب الصلاة

 

فهرست مطالب:

شرط دوم مکان مصلی (قارّ بودن). 1

حکم نماز خواندن در وسلیهی در حال حرکت.. 1

روایات مربوط به سفینه. 2

روایت أول. 2

روایت دوم. 3

روایات معارض5

حل تعارض بین دو طائفه. 6

بررسی شرطیت استقرار بدن مصلی.. 7

 

خلاصه مباحث گذشته:

بحث در أدله عدم جواز نماز در وسیله نقلیه بود و در جلسه قبل شش روایت در این زمینه بیان شده و مناقشات آن ذکر شد.

 

 

شرط دوم مکان مصلی (قارّ بودن)

الثاني من شروط المكان كونه قارا فلا يجوز الصلاة على الدابة أو الأرجوحة[1] أو في السفينة و نحوها مما يفوت معه استقرار المصلي نعم مع الاضطرار و لو لضيق الوقت عن الخروج من السفينة مثلا لا مانع و يجب عليه حينئذ مراعاة الاستقبال و الاستقرار بقدر الإمكان فيدور حيثما دارت الدابة أو السفينة و إن أمكنه الاستقرار في حال القراءة و الأذكار و السكوت خلالها حين الاضطراب وجب ذلك مع عدم الفصل الطويل الماحي للصورة و إلا فهو مشكل‌

حکم نماز خواندن در وسلیه‌ی در حال حرکت

بحث راجع به این بود که: نماز بر روی وسایل حمل و نقل مثل دابه، ماشین، قطار و هواپیما در حال حرکت در صورتی که انسان بتواند شرائط عامه نماز را رعایت کند مختار این شد که نماز در حال اختیار بر روی آن ها اشکال ندارد؛ أما راجع به نماز در کشتی، مناسب است بحث مستقلی صورت بگیرد زیرا در خصوص آن، روایاتی وارد شده است؛ بلکه صاحب جواهر از ظاهر مبسوط و نهایه و وسیله و مهذب و نهایة الاحکام نقل می کنند که نماز در کشتی اختیاراً جایز است ولو مستلزم فوت بعض شرایط نماز شود.

روایات مربوط به سفینه

در ابتدا روایاتی که در مقام وارد است را مطرح می کنیم؛

روایت أول

صدوق در فقیه از جمیل بن درّاج از امام صادق علیه السلام نقل می کند؛

وَ قَالَ لَهُ جَمِيلُ بْنُ دَرَّاجٍ تَكُونُ السَّفِينَةُ قَرِيبَةً مِنَ الْجُدِّ فَأَخْرُجُ وَ أُصَلِّي قَالَ صَلِّ فِيهَا أَ مَا تَرْضَى بِصَلَاةِ نُوحٍ[2]؛ کشتی نزدیک ساحل است؛ آیا از آن خارج شوم و در ساحل نماز بخوانم؟ حضرت فرمودند در همان کشتی نماز بخوان. آیا راضی نیستی نمازی مانند نماز حضرت نوح بخوانی.

سند این روایت مشتمل بر نقل صدوق از جمیل است و شیخ صدوق در مشیخه من لایحضره الفقیه سندی که ذکر می کند به روایاتی است که از محمد بن حمران و جمیل بن درّاج نقل می کند: [بيان الطريق إلى محمّد بن حمران؛ و جميل بن درّاج] و ما كان فيه عن محمّد بن حمران؛ و جميل بن درّاج فقد رويته عن أبي- رضي اللّه عنه- عن سعد بن عبد اللّه، عن يعقوب بن يزيد، عن محمّد بن أبي عمير، عن محمّد بن حمران؛ و جميل بن درّاج[3]

این سند مختص به أحادیث است که صدوق از این دو نفر با هم نقل می کند. با توجه به این که این دو نفر کتاب مشترکی داشته اند و در کافی و غیر کافی نیز أحادیثی به صورت مشترک از این دو نفر داریم و لذا این سند شامل نقل از خصوص محمد بن حمران یا نقل از خصوص جمیل بن درّاج نمی شود.

مرحوم خویی در کتاب معجم رجال حدیث این اشکال را پذیرفته اند و لکن فرموده اند که ما از راهی دیگر أحادیث من لایحضره الفقیه از جمیل بن درّاج را تصحیح می کنیم و آن راه این است که شیخ طوسی در فهرست در ترجمه جمیل فرموده است:«جميل بن دراج له أصل، و هو ثقة، أخبرنا به الحسين بن عبيد الله عن محمد بن علي بن الحسين عن محمد بن الحسن بن الوليد عن الصفار عن يعقوب بن يزيد عن ابن أبي عمير، و صفوان عن جميل بن دراج»[4] یعنی شیخ طوسی در کتاب فهرست از طریق محمد بن علی بن حسین صدوق، کتاب جمیل را نقل می کند و سند صحیح است و لذا شیخ صدوق در طریق شیخ طوسی به کتاب جمیل بن درّاج قرار گرفته است و سند از صدوق تا جمیل هم صحیح است و لذا کشف می کنیم که شیخ صدوق سند صحیح به روایاتی که از کتاب جمیل بن دراج نقل کرده است، داشته است.

استدلال به این کلام فهرست، مبتنی بر این است که احراز کنیم شیخ صدوق هر چه از جمیل نقل کرده از أصلی بوده است که شیخ طوسی در فهرست به آن سند ذکر کرده است؛ در حالی که این مطلب ثابت نیست و لذا سند صدوق به جمیل بن دراج دچار مشکل می شود.

أما به لحاظ دلالت، این روایت دلالت می کند بر این که نماز در سفینه جایز بلکه مستحب است؛ و اگر سفینه در حال حرکت باشد نماز در یک مکان متحرم خواهد بود و اگر سفینه در نزیکی ساحل قرار گرفته و لنگر انداخته باشد همچنان سفینه در آب به خاطر أمواج آب، دچار حرکت است؛ به نظر ما روایت اطلاق داشته و چه سفینه در حال حرکت باشد و چه در حال توقّف باشد را شامل می شود.

مرحوم داماد فرموده اند: به قرینه این که جمیل تعبیر به «فأخرج و اصلی: از سفینه خارج شوم و در ساحل نماز بخوانم» دارد معلوم می شود که سفینه در نزدیکی ساحل متوقف بوده است.

لکن به نظر ما این مطلب صحیح نیست؛ زیرا همین که نزدیک ساحل باشد و امکان توقّف سفینه وجود داشته باشد کافی است که چنین سؤالی را مطرح کند که «آیا خارج شوم و در ساحل نماز بخوانم؟» ولو به این که سفینه را متوقّف کند و لذا فرض روایت منحصر به توقّف سفینه نیست.

روایت دوم

صدوق در من لایحضره الفقیه از یونس بن یعقوب نقل می کند: وَ سَأَلَ يُونُسُ بْنُ يَعْقُوبَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْفُرَاتِ وَ مَا هُوَ أَصْغَرُ مِنْهُ مِنَ الْأَنْهَارِ فِي السَّفِينَةِ فَقَالَ إِنْ صَلَّيْتَ فَحَسَنٌ وَ إِنْ خَرَجْتَ فَحَسَنٌ وَ سَأَلَهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ وَ هِيَ تَأْخُذُ شَرْقاً وَ غَرْباً فَقَالَ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ ثُمَّ كَبِّرْ ثُمَّ دُرْ مَعَ السَّفِينَةِ حَيْثُ دَارَتْ بِكَ[5]

از امام صادق علیه السلام سؤال نموده است که نماز در نهر فرات یا نهر کوچک تر از آن در سفینه چه حکمی دارد؟ یعنی امکان این که در ساحل نماز خوانده شود وجود دارد آیا در این حال نماز در سفینه می توان خواند؟ حضرت فرمودند اگر در سفینه نماز بخوانی خوب است و اگر خارج شوی و به ساحل بروی هم خوب است.

این روایت دلالت می کند که نماز در سفینه ی در حال حرکت در حال اختیار جایز است.

سند این روایت به نظر ما صحیح است؛ زیرا سند صدوق در مشیخه به أحادیث یونس بن یعقوب چنین است: و ما كان فيه عن يونس بن يعقوب فقد رويته عن أبي- رضي اللّه عنه- عن سعد بن عبد اللّه، عن محمّد بن الحسين بن أبي الخطّاب، عن الحكم بن مسكين، عن يونس ابن يعقوب البجل[6]

و تنها مشکل این سند، حکم بن مسکین است که توثیق ندارد و مرحوم خویی که تعبیر به موثقه یونس بن یعقوب فرموده اند به این خاطر است که حکم بن مسکین از رجال کامل الزیارات است و ایشان در آن زمان قائل به توثیق عام رجال کامل الزیارات بودند و می فرمودند که طبق شهادت ابن قولویه صاحب کامل الزیارات، تمام روات این کتاب ثقه اند؛ لکن بعداً از این نظر برگشته و قائل شدند که تنها مشایخ بدون واسطه ابن قولویه ثقه اند و حکم بن مسکین از مشایخ بدون واسطه ابن قولویه نیست و لذا از نظر مرحوم خویی این حدیث معتبر نیست.

لکن به نظر ما حکم بن مسکین ثقه می باشد زیرا ابن أبی عمیر و بزنطی از او روایت نقل کرده اند و شیخ طوسی در کتاب عده شهادت داده است که ابن أبی عمیر و بزنطی و صفوان تنها از ثقات روایت نقل می کنند [لأجل ذلك سوت الطائفة بين ما يرويه محمد بن أبي عمير، و صفوان بن يحيى، و أحمد بن محمد بن أبي نصر و غيرهم من الثقات الذين عرفوا بأنهم لا يروون و لا يرسلون‏ إلا عمن يوثق به و بين ما أسنده غيرهم، و لذلك عملوا بمراسيلهم إذا انفردوا عن رواية غيرهم[7]] و مرحوم استاد آقای تبریزی می فرمودند که حکم بن مسکین از این جهت که از معاریفی است که قدحی در مورد او وارد نشده است ما مطئمن به وثاقت او می شویم.

به هر حال این روایت دوم دلیل بر جواز نماز در سفینه در حال اختیار است؛ و مشابه این روایت، روایتی است که در تهذیب نقل شده است: أَحْمَدُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْفُرَاتِ وَ مَا هُوَ أَضْعَفُ مِنْهُ مِنْ الْأَنْهَارِ فِي السَّفِينَةِ فَقَالَ إِنْ صَلَّيْتَ فَحَسَنٌ وَ إِنْ خَرَجْتَ فَحَسَنٌ.[8]

لکن مفضل بن صالح ضعیف است زیرا نجاشی در ترجمه جابر فرموده است: «جابر بن يزيد أبو عبد الله و قيل أبو محمد الجعفي، عربي قديم، نسبه: ابن الحارث بن عبد يغوث بن كعب بن الحارث بن معاوية بن وائل بن مرار بن جعفي. لقي أبا جعفر و أبا عبد الله عليهما السلام، و مات في أيامه، سنة ثمان و عشرين و مائة. روى عنه جماعة غمز فيهم و ضعفوا، منهم: عمرو بن شمر، و مفضل بن صالح، و منخل بن جميل، و يوسف بن يعقوب»

روایات معارض

به هر حال این دو روایتی که خوانده شد دلیل بر جواز نماز در سفینه در حال اختیار است و در مقابل این دو روایت، روایتی است که ظاهر آن عدم جوزا نماز در سفینه در حال اختیار است؛

صحیحه حماد بن عیسی: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يُسْأَلُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ فَيَقُولُ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَخْرُجُوا إِلَى الْجَدَدِ فَاخْرُجُوا وَ إِنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَصَلُّوا قِيَاماً وَ إِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَصَلُّوا قُعُوداً وَ تَحَرَّوُا الْقِبْلَةَ.[9] از امام صادق علیه السلام راجع به نماز در سفینه سؤال شد؛ حضرت در جواب فرمودند اگر بتوانید از سفینه خارج شوید و به ساحل بروید.
و همین طور روایتی که در تهذیب از حسین بن سعید نقل می کند:
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ قَالَ يُصَلِّي وَ هُوَ جَالِسٌ إِذَا لَمْ يُمْكِنْهُ الْقِيَامُ فِي السَّفِينَةِ وَ لَا يُصَلِّي فِي السَّفِينَةِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الشَّطِّ وَ قَالَ يُصَلِّي فِي السَّفِينَةِ يُحَوِّلُ وَجْهَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ ثُمَّ يُصَلِّي كَيْفَ مَا دَارَتْ.[10]

حضرت در این روایت می فرماید شخصی که در کشتی قرار گرفته است اگر بتواند از کشتی پیاده شود و در شط یعنی ساحل نماز بخواند، نباید در سفینه نماز بخواند.

سند این روایت به لحاظ علی بن أبی حمزه بطائنی محل بحث است؛ برخی او را به خاطر شهادت شیخ طوسی در عده ثقه می دانند و برخی او را ضعیف و کذاب می دانند؛ ما در جایگاه خودش بیان کرده ایم که دلیل وثاقت او با دلیل ضعف او تعارض و تساقط می کند و با توجه به حسن سابقه علی بن أبی حمزه در زمان امام کاظم علیه السلام، استصحاب بقاء وثاقت او جاری می شود.

لکن در روایت تعبیر به «عن علی بن ابراهیم» دارد که اگر تصحیف نباشد مشخص نیست چه کسی است؛ ولی ظاهراً همان طور که مرحوم خویی فرموده اند این تعبیر دچار تصحیف و تحریف شده است و صحیح «علی بن أبی حمزه عن أبی ابراهیم» است و علی بن أبی حمزه از امام کاظم علیه السلام نقل می کند.

حل تعارض بین دو طائفه

خلاصه این که دو طائفه روایات داریم؛ مفاد طائفه اولی جواز نماز در سفینه در حال اختیار است و مفاد طائفه ثانیه که عمده اش صحیحه حماد بن عیسی است عدم جواز نماز در سفینه در حال اختیار است؛
برخی گفته اند که مقتضای جمع عرفی، حمل طائفه ثانیه بر استحباب است و مفاد «اگر می توانید از سفینه پیاده شوید و در ساحل نماز بخوانید» به خاطر صراحیت طائفه اولی در جواز، حمل بر استحباب می شود.

لکن این جمع، عرفی نیست؛ زیرا استحباب خروج از سفینه و نماز در ساحل، با تعابیر طائفه اولی سازگار نیست مثلاً تعبیر «أما ترضی بصلاة نوح» یا تعبیر «ان صلیت فحسن و ان خرجت فحسن» با استحباب خروج از سفینه و نماز در ساحل سازگار نیست.

ممکن است به طریقی دیگر بین این دو طائفه جمع کنیم و بگوییم: طائفه ثانیه که أمر به خروج از سفینه و نماز در ساحل می کند حمل بر فرضی می شود که شخص متمکّن از نماز با رعایت شرائط اختیاریه نباشد زیرا در این طائفه ثانیه تعبیر به «فان لم تقدروا فصلوا قیاما فان لم تستطیعوا فصلوا قعودا و تحروا القبلة: یعنی اگر می توانید از سفینه خارج بشوید خارج بشوید و در ساحل نماز بخوانید، اگر نمی توانید سعی کنید نماز ایستاده بخوانید،‌اگر نمی توانید نماز ایستاده بخوانید نماز نشسته بخوانید و علم به جهت قبله هم تحصیل کنید» داشت و تعبیر «فان لم تستطیعوا فصلوا قعودا» نشان می دهد که در سفینه ممکن است شرائط اضطراری پیش بیاید که انسان مبجور شود نماز نشسته بخواند و لذا امام علیه السلام فرمودند اگر می توانید خارج شوید و در ساحل نماز بخوانید تا دیگر با شرائط اضطراری نماز در سفینه نشوید.

اگر این جمع به عنوان جمع عرفی پذیرفته شود که برخی از بزرگان مثل مرحوم خویی پذیرفته اند، مشکل حل می شود؛ ولی اگر این را هم به عنوان جمع عرفی قبول نکنیم و این دو تعبیر را سازگار ندانستیم که امام علیه السلام از یک طرف بفرمایند «أما ترضی بصلاة نوح ان خرجت فحسن و ان صلیت فحسن» و ‌از طرف دیگر بفرماید «ان استطعتم ان تخرجوا الی الجدد فاخرجوا»؛ در این صورت این دو طائفه تعارض و تساقط می کنند و به عمومات رجوع کرده و مقتضای عمومات، جواز نماز در سفینه در حال اختیار است در صورتی که شرائط عامه نماز را بتوانیم رعایت کنیم.

این مطلب راجع به جواز نماز در سفینه بود؛ أما راجع به فرمایش صاحب جواهر ره که از برخی از بزرگان مثل مرحوم شیخ در مبسوط و نهایه بیان کرده است که نماز در سفینه بر نماز در مکان های دیگر امتیاز دارد حتی اگر شرط اختیاری نماز هم مختل شود مثل این که استقرار بدن مختلّ شود همچنان نماز در سفینه جایز است؛ راجع به این مطلب در ادامه بحث از جهت ثانیه که بحث شرطیت استقرار بدن مصلی در نماز است بحث خواهیم کرد.

بررسی شرطیت استقرار بدن مصلی

و لذا به بحث از جهت ثانیه منتقل می شویم که آیا شرط است که در نماز بدن مصلی طمأنینه داشته باشد و استقرار داشته باشد و تکان نخورد یا شرط نیست؟ بر شرطیت استقرار بدن مصلی به اجماع و به برخی روایات استدلال شده است؛

أما اجماع، أصلش مسلم است أما به این خاطر که دلیل لبی است باید قدرمتیقن آن أخذ شود و قدرمتیقن از آن، نماز در غیر کشتی است به این خاطر که برخی مثل شیخ طوسی در مورد نماز در کشتی قائل شدند به این که رعایت استقرار در نماز در کشتی معتبر نیست؛ و همین طور این دقتی که برخی دارند که در حال نماز، دستان انسان یا سر انسان تکان شدید نخورد صحیح نیست زیرا اجماع، دلیل لبی است و قدرمتیقّنش طمأنینه در معظم بدن است ولو دست ها تکان بخورد و سر تکان بخورد.

مهم بررسی روایات است و عمده روایاتی که دلیل بر استقرار بدن مصلی است سه روایت است؛

روایت أول موثقه سکونی است؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي مَوْضِعٍ ثُمَّ يُرِيدُ أَنْ يَتَقَدَّمَ قَالَ يَكُفُّ عَنِ الْقِرَاءَةِ فِي مَشْيِهِ حَتَّى يَتَقَدَّمَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي يُرِيدُ ثُمَّ يَقْرَأُ.[11]

سکونی از امام صادق علیه السلام راجع به شخصی که در أثنای قرائت نماز می خواهد مقداری به جلو حرکت کند سؤال می کند و حضرت می فرماید هنگامی که می خواهد جلو برود دیگر قرائتش را قطع کند و بعد از برداشتن یک قدم یا دو قدمی و رسیدن به محل مورد نظر، قرائت را ادامه دهد.

گفته می شود این روایت دلیل بر لزوم استقرار در حال نماز در حال اشتغال به قرائت و اذکار واجب نماز است.

لکن انصافاً این دلیل تمام نیست؛ زیرا از این روایت بیش از اعتبار استقرار در مقابل مشی فهمیده نمی شود؛ حال اگر کسی در یکجا ثابت باشد و لکن بدنش تکان شدید بخورد از این روایت استفاده نمی شود که نمازش مشکل پیدا می کند و لذا به نظر ما دلالت این روایت تمام نیست.
در جلسه آینده بحث صلات را دنبال خواهیم کرد و ان شاء الله بحث از محرمات در شریعت را به آینده موکول خواهیم کرد و فعلاً روز های چهارشنبه همین بحث صلاة را دنبال می کنیم.