فهرست مطالب

فهرست مطالب

تقریرات دروس خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

 

بسمه تعالی

موضوع: تصویر جامع بنابر وضع الفاظ برای اعم/ بررسی وجود جامع/ صحیح و أعم/ مقدمه علم اصول

 

فهرست مطالب:

تبیین جامع بنابر بر قول به وضع اسماء برای أعم. 1

الف: لحاظ جامع بدون در نظر گرفتن شرائط مکلف (کلام محقق اصفهانی). 1

مناقشه در کلام محقق اصفهانی.. 2

ب: صدق مسمی در صورت تحقق ارکان (کلام میرزای قمی). 2

مناقشه شهید صدر بر کلام مرحوم آقای خویی.. 3

پاسخ از مناقشه شهید صدر. 3

مناقشه در کلام مرحوم آقای خویی.. 4

کلام مرحوم آقای خویی در مورد صوم. 5

مناقشه. 5

ج: اشتمال بر معظم اجزاء (تقریب منسوب به مشهور از سوی شیخ انصاری). 6

بررسی کلام شیخ انصاری.. 6

د: وضع الفاظ برای ماهیت جعلیه (کلام مرحوم بروجردی و آقای سیستانی). 7

 

خلاصه مباحث گذشته:

بحث در تصویر جامع وجود دارد که تصویر جامع بنابر وضع الفاظ برای صحیح مورد بررسی قرار گرفته و تنها راه صحیح

تبیین جامع بنابر بر قول به وضع اسماء برای أعم

صاحب کفایه در مورد تصویر جامع برای اسماء عبادات بنابر قول به اعم، فرموده اند: تصویر جامع جداً مشکل است.[1] اما بزرگان تلاش کرده اند که برای جامع اعمی تصویری ذکر کنند.

الف: لحاظ جامع بدون در نظر گرفتن شرائط مکلف (کلام محقق اصفهانی)

اولین تقریب برای جامع اعمی که از سوی محقق اصفهانی مطرح شده، این است که نمازهای صحیح در حالات مختلف مکلفین دارای جامع است، اما اگر مکلف در غیر آن حالتی که امر به صلات صحیح وجود دارد، صلات را انجام دهد، فاسد خواهد بود. به عنوان مثال صلات با تیمم در حال فقدان آب، امر دارد، حال اگر مکلف در حال وجدان آب، صلات با تیمم انجام دهد، فاسد است، اما در عین حال داخل در مسمی صلات خواهد بود؛ چون جامع آنها اقتضای نهی از فحشاء است که در همه این افراد وجود دارد ولو اینکه شرط آن که حالت خاص مکلف است، مفقود باشد.

مناقشه در کلام محقق اصفهانی

به نظر ما کلام محقق اصفهانی صحیح نیست؛ چون در روایات در مورد صلات بدون طهارت، لفظ صلات اطلاق شده است، در حالی که صلات بدون طهارت در هیچ حالی امر ندارد. به عنوان مثال در صحیحه حلبی تعبیر «وَ مَنْ صَلَّى بِقَوْمٍ وَ هُوَ جُنُبٌ أَوْ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِمْ أَنْ يُعِيدُوا»[2] وارد شده است که در آن در مورد فردی که در حال جنابت به عنوان امام جماعت قرار گرفته است، تعبیر صلات به کار رفته است. از طرف دیگر این گونه استعمالات شایع است و در عین اینکه صلات بدون طهارت از حدث اساساً امر ندارد، احساس مجازیت نسبت به آن وجود ندارد.

ب: صدق مسمی در صورت تحقق ارکان (کلام میرزای قمی)

دومین تقریب برای جامع اعم که مرحوم خویی به تبعیت از میرزای قمی[3] اختیار کرده اند، این است که اسماء عبادات برای جامع انتزاعی وضع شده اند. به عنوان مثال صلات برای جامع انتزاعی «ما اشتمل علی الارکان فصاعدا» وضع شده است کما اینکه کلام برای «مااشتمل علی کلمتین فصاعدا» وضع شده است؛ یعنی صرفا حداقل آن بیان شده است، اما نسبت به اکثر لابشرط است و لذا هر چه اضافه شود، داخل در مسمای کلام خواهد شد. در نتیجه همان طور که «ضرب زید» کلام است، «ضرب زید عمرا» هم کلام خواهد بود و همین طور تعابیری همچون «ضرب زید عمرا یوم الجمعه» هم کلام محسوب می شود. در مورد نماز هم با وجود ارکان مسمای صلات ثابت خواهد شد و اضافه شدن اجزای غیررکنی اعم از واجبات و مستحباب هم موجب می شود که همگی داخل در مسمای صلات باشند؛ چون صلات برای جامع انتزاعی «ما اشتمل علی الأرکان فصاعدا» وضع شده است.

البته مرکبات حقیقی مانند انسان که دارای جنس و فصل هستند، نمی توانند حالت ذکر شده را دارا باشند؛ چون در مورد انسان حیوانیت و ناطقیت به عنوان جنس و فصل است و به همین جهت نمی تواند صادق بر عوارض باشد، اما در مرکب اعتباری می تواند حداقل آن تعیین شده و نسبت به مازاد لابشرط باشد. لازم به ذکر است که در مورد انسان نیز در صورتی که به لحاظ ترکیب از جنس و فصل به آن نظر نشود بلکه فردیت آن لحاظ شود، نداشتن دست یا پا مخل به صدق عنوان انسان نیست، اما در صورت داشتن دست و پا ، دست و پا هم جزء او خواهد بود؛ چون اگرچه انسان مرکب اعتباری نیست، اما به لحاظ اجزای خارجی خود دارای همین حالت است که برای مقداری از اجزاء فصاعداً وضع شده است.

مرحوم آقای خویی فرموده اند: حدّ أقل برای صدق مسمای صلات این است که عمل مکلف مشتمل بر ارکان نماز باشد کما اینکه در صحیحه حلبی تعبیر «الصَّلَاةُ ثَلَاثَةُ أَثْلَاثٍ ثُلُثٌ طَهُورٌ وَ ثُلُثٌ رُكُوعٌ وَ ثُلُثٌ سُجُود»[4] ذکر شده و نماز را به سه ثلث تقسیم کرده است. البته در این روایت تکبیرة الاحرام ذکر نشده است؛ چون در این روایت فرض کرده است که نماز آغاز شده است و کسی که تکبیرة الاحرام نگفته است، اساساً نماز او آغاز نشده است. اما به جهت روایات از جمله تعبیر «وَ لَا صَلَاةَ بِغَيْرِ افْتِتَاحٍ»[5]، تکبیرة الاحرام نیز به ارکان نماز اضافه خواهد شد. [6]

 

مناقشه شهید صدر بر کلام مرحوم آقای خویی

شهید صدر در اشکال به کلام مرحوم آقای خویی فرموده اند: قطعاً صحیحه حلبی باید توجیه شود؛ چون خود مرحوم آقای خویی بیان کرده اند که تکبیرة الاحرام همانند رکوع و سجود رکن است. اما توجیه ایشان مبنی بر اینکه صحیحه حلبی تقوم صلات به سه رکن را در فرض شروع نماز بیان کرده است، صحیح نیست؛ چون در این روایت طهور ذکر شده است، در حالی که طهور باید قبل از نماز تحصیل شود. بنابراین اینکه صحیحه حلبی ارکان را بیان کرده و به جهت روایات دیگر رکن دیگر اضافه شود، عرفی نیست.

شهید صدر در توجیه صحیحه حلبی دو توجیه ذکر کرده اند:

1- صحیحه ارکان مهم نماز را بیان کرده است.

2-صحیحه در مقام بیان این مطلب بوده است که عمده ثواب نماز به این سه رکن داده می شود.[7]

پاسخ از مناقشه شهید صدر

به نظر ما اشکال شهید صدر صحیح نیست؛ چون اگرچه توجیه صحیحه حلبی منحصر در کلام مرحوم آقای خویی نیست و ممکن است که صحیحه حلبی برای بیان ارکان مهم بوده و یا در مقام تبیین این مطلب باشد که عمده ثواب نماز بر این سه رکن مترتب می شود، اما کلام مرحوم آقای خویی خالی وجه نیست؛ چون اگرچه لازم است که طهارت قبل از نماز تحصیل شود، اما باید تا پایان نماز باقی باشد، در حالی که تکبیرة الاحرام این گونه نیست. در نتیجه می توان گفت: بعد از شروع نماز، سه رکن طهور، رکوع و سجود وجود دارد که ذکر طهور به لحاظ لزوم بقاء آن تا پایان نماز بوده است.

مناقشه در کلام مرحوم آقای خویی

به نظر ما در مناقشه بر کلام مرحوم آقای خویی می توان گفت: بیان ارکان نماز ربطی به بیان مسمای نماز ندارد؛ چون روایات متعددی وجود دارد بر عمل بدون ارکان نیز عنوان صلات را صادق دانسته است. مورد اول نماز بدون طهارت است که روایات در مورد آن تعبیر صلات به کار برده اند و در مورد این تعداد از روایات به جهت مخالفت با وجدان نمی توان ملتزم به استعمال مجازی شد.

مورد دیگر صلات خوف است که دارای مراتب متعددی است و در مورد مرتبه شدید آن تعبیر «صلاة المسایفه» به کار برده می شود که مربوط به زمان شمشیر زدن است که در این زمان اساساً فرصت ایماء برای رکوع و سجود نیز وجود ندارد. در چنین شرائطی رکوع و سجود ساقط شده و بیان شده است که بعد از تکبیره الاحرام، جایگزین هر رکعتی تعبیر «سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر» گفته می شود. در این زمینه می توان روایت عبدالله بن مغیره اشاره کرد که در آن تعبیر «أَنَّ أَقَلَّ مَا يُجْزِئُ فِي حَدِّ الْمُسَايَفَةِ مِنَ التَّكْبِيرِ تَكْبِيرَتَانِ لِكُلِّ صَلَاةٍ إِلَّا الْمَغْرِبَ فَإِنَّ لَهَا ثَلَاثا»[8] اشاره کرد. روایت دیگر موثقه سماعه است که در آن تعبیر «سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الْقِتَالِ فَقَالَ إِذَا الْتَقَوْا فَاقْتَتَلُوا فَإِنَّ الصَّلَاةَ حِينَئِذٍ التَّكْبِيرُ»[9] وجود دارد. بنابراین درعین اینکه نماز رکوع و سجود نداشته است، در روایات اطلاق صلات صورت گرفته است.

در نتیجه اینکه مرحوم آقای خویی در صفحه 41 از جلد اول محاضرات فی اصول الفقه و امام قدس سره در صفحه 57 از جلد اول تهذیب الاصول، صلات غرقی را صلات حقیقی ندانسته اند، صحیح نخواهد بود؛ چون وقتی از نظر عرف در این حال نماز خواندن صادق است و در روایت نیز تعبیر صلات به کار رفته است، وجهی برای حمل بر استعمال مجازی نخواهد بود. در این زمینه می توان به صحیحه زراره اشاره کرد که به صورت «فَإِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ص صَلَّى لَيْلَةَ صِفِّينَ وَ هِيَ لَيْلَةُ الْهَرِيرِ لَمْ تَكُنْ صَلَاتُهُمُ الظُّهْرُ وَ الْعَصْرُ وَ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ عِنْدَ وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ إِلَّا التَّكْبِيرَ وَ التَّهْلِيلَ وَ التَّسْبِيحَ وَ التَّحْمِيدَ وَ الدُّعَاءَ فَكَانَتْ تِلْكَ صَلَاتَهُمْ لَمْ يَأْمُرْهُمْ بِإِعَادَةِ الصَّلَاةِ.»[10] نقل شده و نماز امیرالمومنین علیه السلام و اصحاب ایشان را به صرف تکبیر و تحلیل و تسبیح دانسته است. امیرالمومنین علیه السلام هم امر به اعاده نماز نکرده است. البته ممکن است که در این مورد عرف مصداق را متوجه نشده باشد، اما بعد از اینکه امیرالمومنین علیه السلام این مصداق را نماز آنان معرفی می کند، احساس مجازیت دست نمی دهد و لذا تقریب دوم که اشتمال نماز بر ارکان است، خلاف وجدان و استعمالات در روایات خواهد بود.

بر اساس مطالب ذکر شده روشن می شود که صدق عنوان نماز منحصر در وجود ارکان نیست؛ چون در برخی موارد عرف یا روایات در مورد نماز بدون ارکان تعبیر صلات به کار می برند و احساس مجازیت هم وجود ندارد. این مطلب از سوی خود مرحوم آقای خویی هم مورد پذیرش بوده است؛ چون در عین اینکه ایشان برای جریان قاعده فراغ احراز عنوان را لازم می دانند، در موارد شک در طهارت، فتوا به جریان قاعده فراغ در نماز کرده اند که این مطلب حاکی از محرز بودن عنوان صلات در فرض شک در طهارت است و الا قاعده فراغ نباید جاری می شد.

کلام مرحوم آقای خویی در مورد صوم

مرحوم آقای خویی در مورد صوم فرموده اند: صوم برای ارکان صوم در جمیع شرایع وضع شده است و رکن صوم در همه شرایع، اجتناب از أکل و شرب بوده است؛ لذا تعبیر ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَام[11] یا ﴿كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ[12] امر به اجتناب از اکل و شرب کرده است و در صورتی که در اعتبار شیء زائدی شک وجود داشته باشد، با توجه به قائل شدن وضع الفاظ برای اعم، برای نفی اعتبار آن به آیه شریفه «کتب علیکم الصیام» تمسک خواهد شد. به عنوان مثال در صورت شک در مبطلیت ارتماس در آب، در صورتی که نوبت به تمسک به اطلاقات برسد، اعتبار اجتناب از ارتماس در آب توسط آیه شریفه نفی خواهد شد.

مناقشه

مرحوم آقای خویی مدعی شده اند که صوم برای ارکان در بین جمیع شرایع وضع شده است که صرف اجتناب از اکل و شرب است، در حالی که نسبت به این مطلب دلیلی بیان نکرده اند.

ایشان اگر قائل به وضع الفاظ برای اعم باشند، باید بیان کنند که لفظ «صوم» برای صوم عرفی وضع شده است و به نظر می رسد که در نظر عرف صرف اجتناب از اکل و شرب همراه با ارتکاب سایر مفطرات از قبیل جماع موجب صدق صوم نخواهد بود؛ چون این موارد نیز از ارکان صوم محسوب می شود و از طرف دیگر روشن نیست که در شرایع سابق رکن نبوده باشند. اطلاق آیاتی از قبیل ﴿كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ نیز برای نفی شرطیت کافی نیست؛ چون اثبات شیء برای نفی ماعدا قابل استفاده نیست.

البته مبنای آقای سیستانی این است که هر مرکبی دارای فریضه و سنت است و فریضه چیزی است که خداوند متعال در قرآن کریم واجب کرده است. از طرف دیگر مفاد «وَ لَا تَنْقُضُ السُّنَّةُ الْفَرِيضَةَ»[13] این است که اخلال به سنن در صورتی که از روی عذر باشد، موجب اخلال به عمل نخواهد شد. در مورد صوم در قرآن کریم به اجتناب از أکل، شرب و جماع اشاره شده است و لذا این سه مورد فریضه در صوم خواهدشد و سایر شرائط سنت خواهد بود. در نتیجه اگر کسی از روی عذر بر غیر از ارکان صوم اخلال وارد کند، قاعده «وَ لَا تَنْقُضُ السُّنَّةُ الْفَرِيضَةَ» تطبیق خواهد شد.[14]

طبق مبنای آقای سیستانی که در بحث احصار و سد مورد پذیرش مرحوم آقای خویی قرار گرفته است، صوم با عدم اجتناب از شرائط آن غیر از اکل، شرب و جماع صحیح خواهد بود، اما این مطلب ربطی به بحث صدق مسمی ندارد، بلکه کلامی است که مبتنی بر قاعده «وَ لَا تَنْقُضُ السُّنَّةُ الْفَرِيضَةَ» است.

در مورد صوم به نظر ما باید مسمای صوم توسط عرف تشخیص داده شود و لذا در صورتی که عرفا صوم صادق باشد، می توان به اطلاق آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَام برای تصحیح صوم تمسک کرد. البته ممکن است گفته شود که در نظر عرف اجتناب از اکل و شرب مقوم صوم است، اما این مطلب با کلام مرحوم آقای خویی که ارکان صوم در جمیع ادیان را مورد ملاحظه قرار داده اند، متفاوت است؛ چون بیان ما مستند به فهم عرفی است.

ج: اشتمال بر معظم اجزاء (تقریب منسوب به مشهور از سوی شیخ انصاری)

سومین تقریب برای تصویر جامع اعمی، تقریبی است که شیخ انصاری آن را به مشهور نسبت داده است.

ایشان فرموده اند: لفظ صلات برای معظم اجزای آن وضع شده است و لذا اگر فردی معظم اجزای نماز را انجام دهد، از نظر عرف به کار بردن تعبیر «صلّی» در مورد او صحیح خواهد بود. [15]

بررسی کلام شیخ انصاری

به نظر می رسد که مقصود شیخ انصاری در تبیین جامع اعمی، تعبیر «ما اشتمل علی معظم الاجزاء فصاعدا» بوده است تا در صورتی که همه اجزاء اتیان شود، همه اجزاء داخل در نماز باشند.

در مورد تقریب شیخ انصاری اشکالی به نظر نمی رسد. تنها اشکال در کلام ایشان اشکال اثباتی است که معظم اجزاء لازم نیست بلکه اگر به نظر عرفی مقدار معتدّ به از اجزای نماز که مربوط به همان حال است، انجام شده باشد، نماز صادق خواهد بود؛ چون در نماز میت یا نماز مسایفه معظم اجزای نماز وجود ندارد، اما در عین حال در روایات در مورد این دو نماز تعبیر صلات به کار رفته است و لذا اگر فردی بدون وضوء نمازی انجام دهد که در برخی رکعات رکوع آن انجام نشود و در برخی رکعات هم یک سجده به جا بیاورد و یا اینکه در رکعتی اصلا سجده به جا نیاورد، عنوان نماز صادق خواهد بود ولو اینکه یقینا چنین نمازی باطل است؛ چون برای صدق عنوان نماز، وجود اجزای معتدّ به عرفی کافی است.

د: وضع الفاظ برای ماهیت جعلیه (کلام مرحوم بروجردی و آقای سیستانی)

چهارمین تقریب برای جامع اعمی از سوی مرحوم بروجردی[16] و آقای سیستانی مطرح شده است.

ایشان فرموده اند: صلات عنوان اعتباری و جعلی است که از آن تعبیر به مراسم و آئین پرستش می شود و به واسطه آن در برابر پروردگار تخشع صورت می گیرد؛ لذا زمانی که تعبیر «أقیموا الصلاة» به کار برده می شود، امر به ماهیت اعتباری و جعلی نماز خواهد بود. اما شارع برای این ماهیت جعلی مصادیقی اعتبار کرده است.

البته بنابر قول به اعم گفته می شود که مهم این است که از نظر عرفی مراسم و آئین پرستش باشد ولو اینکه شارع آن مصداق را امضاء نکرده باشد و لذا با توجه به اینکه نماز بدون وضوء از نظر عرفی مصداق پرستش و آئین نیایش است، عنوان صلات صادق خواهد بود ولو اینکه از نظر شرعی نماز بدون طهارت محقق نشود.

 

 



[11]. سوره بقره، آيه 183.

[12]. سوره بقره، آيه 187.

[14]. طبق کلام آقای سیستانی حرمت استمناء نیز در قرآن کریم اشاره نشده است و لذا در صورتی که از روی جهل قصوری به بطلان صوم به واسطه آن انجام شود، روزه او باطل نخواهد شد.