پرینت 
تقریرات دروس خارج مدرسه فقهی امام محمد باقر علیه السلام

بسمه تعالی

موضوع: مسأله 30‏: حکم نماز بر پشت بام و داخل کعبه‏/ مسأله 29 (شمول حکم نسبت به فرض نماز خواندن خصوص مرد)/ شرط دهم: حکم نماز زن و مرد در یک مکان/ شرائط /مکان مصلی /کتاب الصلاة

 

فهرست مطالب:

شرط دهم (حکم نماز زن و مرد یک مکان). 1

مسأله 29 (شمول حکم نسبت به فرض نماز خواندن خصوص مرد). 1

حکم نماز زن در فرض عدم اشتغال مرد به نماز. 3

مسأله 30. 4

حکم نماز بر پشت بام کعبه. 5

حکم نماز در داخل کعبه. 7

طائفه أول (نهی از نماز فریضه) 7

طائفه دوم (جواز نماز فریضه در داخل کعبه) 7

جمع أول بین دو طائفه (حمل جواز بر ضرورت) 8

جمع دوم (حمل نهی بر کراهت) 8

 

خلاصه مباحث گذشته:

در جلسه قبل مسأله 27 و 28 بررسی شد.

 

 

شرط دهم (حکم نماز زن و مرد یک مکان)

مسأله 29 (شمول حکم نسبت به فرض نماز خواندن خصوص مرد)

إذا كان الرجل يصلي و بحذائه أو قدامه امرأة من غير أن تكون مشغولة بالصلاة لا كراهة و لا إشكال و كذا العكس فالاحتياط أو الكراهة مختص بصورة اشتغالهما بالصلاة‌

صاحب عروه می فرماید: حکم کراهت یا حرمت محاذات زن و مرد در فرضی است که زن و مرد هر دو مشغول نماز باشند ولی اگر یکی در کنار دیگری باشد و مشغول به نماز نباشد دیگر اشکال و احتیاطی وجود ندارد.

این فرمایش صاحب عروه مطابق با نظر مشهور بوده و از بعض روایات نیز استفاده می شود؛

مثلاً در صحیحه ادریس بن عبدالله قمی آمده است: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ بِحِيَالِهِ امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ عَلَى فِرَاشِهَا جَنْبَتِهِ فَقَالَ إِنْ كَانَتْ قَاعِدَةً فَلَا يَضُرُّهُ وَ إِنْ كَانَتْ تُصَلِّي فَلَا.[1]

و همین طور در معتبره عبدالرحمن بن ابی عبدالله آمده است: الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ بِحِذَاهُ يَمْنَةً أَوْ يَسْرَةً قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَا تُصَلِّي.[2]

 

و در موثقه عمار هم آمده است: فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَسْتَقِيمُ أَنْ يُصَلِّيَ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ امْرَأَتُهُ تُصَلِّي قَالَ لَا يُصَلِّي حَتَّى يَجْعَلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا أَكْثَرَ مِنْ عَشَرَةِ أَذْرُعٍ وَ إِنْ كَانَتْ عَنْ يَمِينِهِ أَوْ يَسَارِهِ جَعَلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا مِثْلَ ذَلِكَ وَ إِنْ كَانَتْ تُصَلِّي خَلْفَهُ فَلَا بَأْسَ وَ إِنْ كَانَتْ تُصِيبُ ثَوْبَهُ وَ إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ قَاعِدَةً أَوْ نَائِمَةً أَوْ قَائِمَةً فِي غَيْرِ صَلَاةٍ فَلَا بَأْسَ حَيْثُ كَانَتْ.[3]

این روایات در مورد مردی است که نماز می خواند و زنی در کنارش قرار دارد و قطعاً از این روایات استفاده می شود که محاذات مانعیت ندارد؛ أما نفی کراهت از این روایات استفاده نمی شود.

البته اگر نقطه مقابل این می بود که نماز خواندن زن و مرد در کنار همدیگر مکروه است، مفاد این روایات این می شد که اگر زن نماز نمی خواند آن حکم کراهت نیست؛ لکن ظاهر روایات این بود که محاذات بین زن و مرد در زمانی که هر دو نماز می خوانند حرام است یعنی مانع از صحت نماز این دو نفر است و طبعاً وقتی که زن، نماز نمی خواند این مانعیت نیست و دیگر از این روایات استفاده نمی شود که کراهت نفسیه هم ندارد؛ و لذا مهم این است که دلیل بر کراهت نداریم.

بله، ممکن است کسی بگوید که موثقه عمار فرموده است: «در فرضی که زن و مرد در کنار هم نماز می خوانند اگر فاصله آن ها ده ذراع یا کمتر باشد این کار را نکنند و فاصله خود را بیشتر از ده ذراع قرار دهند» و این حکم را بر کراهت حمل کردیم و طبعاً بخش دیگر موثقه عمار که می فرماید: «اگر زن نماز نمی خواند مشکلی نیست» به این معنا خواهد بود که آن کراهت، در اینجا ثابت نیست.

حکم نماز زن در فرض عدم اشتغال مرد به نماز

مهم در مقام عکس این مسأله است که «زنی مشغول نماز است و مردی که مشغول نماز نیست در کنار او قرار دارد» که باید بررسی کنیم نماز زن در این حالت، مکروه است یا مکروه نیست؟

مرحوم داماد فرموده اند: از بعض روایات ممکن است کراهت را استفاده کنیم یا حتی اگر محاذات بین زن و مرد مبطل نماز باشد در اینجا هم بگوییم نماز این زن که در کنار او یا جلوی روی او مردی نشسته است باطل است. ایشان در کتاب الصلاة جلد 3 صفحه 64 برخی از روایات را مطرح می کنند که به بخشی از آن اشاره می کنیم؛

1-صحیحه فضیل: وَ فِي كِتَابِ الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّمَا سُمِّيَتْ مَكَّةُ بَكَّةَ لِأَنَّهُ يَبْتَكُّ فِيهَا الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ- وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ عَنْ يَمِينِكَ- وَ عَنْ يَسَارِكَ وَ مَعَكَ وَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ- وَ إِنَّمَا يُكْرَهُ فِي سَائِرِ الْبُلْدَانِ.[4]

حضرت راجع به مکه فرموده است که زن در کنار تو نماز می خواند و اشکالی ندارد و در سایر بلاد مکروه است؛ این که حضرت فرموده است «المرأة تصلی بین یدیک و عن یمینک و عن یسارک» اطلاق دارد یعنی چه این مرد مشغول نماز باشد و چه مشغول نماز نباشد.

2-روایت حریز: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الْمَرْأَةِ تُصَلِّي إِلَى جَنْبِ الرَّجُلِ قَرِيباً مِنْهُ فَقَالَ إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا مَوْضِعُ رَحْلٍ (بعض نسخ: رجل) فَلَا بَأْسَ.[5]

ایشان فرموده است: در این روایت نیز فرض نشده است که مرد مشغول نماز است و تنها فرمود که اگر بین این ها به اندازه یک رحل (یا به اندازه یک مرد) فاصله باشد اشکالی نیست که مفهومش این است که ادر غیر این صورت اشکال دارد.

3-صحیحه زراره: عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُصَلِّي عِنْدَ الرَّجُلِ فَقَالَ لَا تُصَلِّي الْمَرْأَةُ بِحِيَالِ الرَّجُلِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ قُدَّامَهَا وَ لَوْ بِصَدْرِهِ[6]

در این صحیحه نیز فرض نشده است که مرد، مشغول نماز است و تنها فرموده است که زن در کنار مرد نماز نخواند مگر این که مرد جلوتر از زن باشد.

4-روایت محمد بن مسلم: أَحْمَدُ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي الْمَرْأَةِ تُصَلِّي عِنْدَ الرَّجُلِ قَالَ إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا حَاجِزٌ فَلَا بَأْسَ.[7]

مفهوم روایت این است که «اذا لم یکن بینهما حاجز ففیه بأس» و در این روایت هم فرض نشده که مرد نماز می خواند.

به نظر ما فرمایش مرحوم داماد ناتمام است؛

زیرا در جو فقهی آن زمان این گونه مطرح بود که اگر زن و مرد کنار هم نماز بخوانند اشکال دارد یا نه؟ و وقتی در این جو فقهی سؤال می کنند که «زنی در کنار مردی نماز می خواند چه حکمی دارد؟» دیگر نسبت به فرضی که مرد در کنار زن نشسته است و مرد مشغول نماز نیست، اطلاق منعقد نمی شود. و اگر با نشستن مرد در کنار زنی که مشغول نماز است نماز زن ایراد پیدا می کرد، چنین حکمی نزد متشرعه مطرح می شد و واضح می شد در حالی که کسی به آن قائل نشده است و در صحیحه محمد بن مسلم آمده است: «عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي زَاوِيَةِ الْحُجْرَةِ وَ امْرَأَتُهُ أَوِ ابْنَتُهُ تُصَلِّي بِحِذَاهُ فِي الزَّاوِيَةِ الْأُخْرَى فَقَالَ لَا يَنْبَغِي لَهُ ذَلِكَ فَإِنْ كَانَ بَيْنَهُمَا شِبْرٌ أَجْزَأَهُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ يَتَزَامَلَانِ فِي الْمَحْمِلِ يُصَلِّيَانِ جَمِيعاً فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ يُصَلِّي الرَّجُلُ فَإِذَا صَلَّى صَلَّتِ الْمَرْأَةُ.[8]» که ظاهر این روایت این است که وقتی مرد، نمازش را تمام می کند زن در همانجا شروع به نماز خواندن می کند و اشکالی پیدا نمی کند.

مسأله 30

الأحوط ترك الفريضة على سطح الكعبة و في جوفها اختيارا و لا بأس بالنافلة بل يستحب أن يصلي فيها قبال كل ركن ركعتين و كذا لا بأس بالفريضة في حال الضرورة و إذا صلى على سطحها فاللازم أن يكون قباله في جميع حالاته شي‌ء من فضائها و يصلي قائما و القول بأنه يصلي مستلقيا متوجها إلى بيت المعمور أو يصلي مضطجعا ضعيف‌

حکم نماز بر پشت بام کعبه

در اینجا دو بحث مطرح است: یک بحث راجع به نماز بر پشت بام کعبه است و بحث دیگر راجع به نماز در داخل کعبه است؛ اگر بخواهیم علی القاعده در این دو مورد اظهار نظر کنیم باید بگوییم که نماز در حال اختیار در سطح کعبه و نیز بر پشت بام کعبه جایز نیست؛ زیرا شرط نماز استقبال قبله است «فاینما کنتم فولوا وجوهکم شطره» و بیان می کند که در نماز در هر کجا که باشید باید به جهت کعبه متوجّه شوید و هر چند ضمیر در آیه به مسجد الحرام رجوع می کند ولی مراد از آن کعبه است زیرا در داخل مسجد الحرام به سمت کعبه نماز می خوانند و به سمت مسجد الحرام نماز خوانده نمی شود.

لذا مفاد آیه این است که هر کجا که باشید و بخواهید نماز بخوانید باید استقبال قبله کنید یعنی روبروی کعبه بایستید و نماز بخوانید و کسی که داخل کعبه یا بر پشت بام کعبه است عرفاً متوجّه کعبه نشده است.

در رابطه با نماز در سطح کعبه دو روایت وجود دارد و هر دو روایت ضعیف است:

1-مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى ظَهْرِ الْكَعْبَةِ.[9] روایت را صدوق به اسنادش از شعیب بن واقد نقل کرده است و سند صدوق به حدیث مناهی ضعیف است.

2-مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الرِّضَا ع فِي الَّذِي تُدْرِكُهُ الصَّلَاةُ وَ هُوَ فَوْقَ الْكَعْبَةِ- قَالَ إِنْ قَامَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قِبْلَةٌ- وَ لَكِنْ يَسْتَلْقِي عَلَى قَفَاهُ وَ يَفْتَحُ عَيْنَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ- وَ يَعْقِدُ بِقَلْبِهِ الْقِبْلَةَ الَّتِي فِي السَّمَاءِ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ- وَ يَقْرَأُ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ- وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ فَتَحَ عَيْنَيْهِ- وَ السُّجُودُ عَلَى نَحْوِ ذَلِكَ.[10]

در این روایت بیان می کند که بر پشت بام کعبه نباید ایستاده نماز خوانده شود زیرا قبله او از بین می رود؛ بلکه باید روی پشت بام کعبه دراز بکشد و چشمانش به طرف آسمان باشد و قصد کند که بیت المعمور را استقبال می کند که قبله آسمان است و حمد و سوره را می خواند و برای رکوع و سجود ایماء می کند.

سند این روایت نیز به خاطر وجود مجاهیلی مثل اسحاق بن محمد و عبدالسلام بن سالم، ضعیف است.

مرحوم شیخ طوسی در خلاف این مسأله را مطرح فرموده اند: [إذا صلى فوق الكعبة، صلى مستلقيا على قفاه، متوجها الى البيت المعمور، و يصلي إيماء. و قال الشافعي: إن كان للسطح سترة من نفس البناء جاز أن يصلي. إليها، و ان لم يكن له سترة أو كانت من غير البناء مثل أن يكون آجرا معبأ أو قصبا مغروزا فيه أو حبلا ممدودا عليه إزار لم يجز صلاته و قال أبو حنيفة يجوز ذلك إذا كان بين يديه قطعة يستقبله، فريضة كانت أو نافلة دليلنا: إجماع الفرقة.][11] «اذا صلی فوق الکعبة صلی مستلقیا علی قفاه متوجها الی البیت المعمور و یصلی ایماءا» و طبق روایت عبدالسلام بن صالح فتوی داده اند و بعد می گویند: «دلیلنا اجماع الفرقة» یعنی دلیل ما اجماع علماء شیعه است.

لکن اجماع هایی که شیخ طوسی در خلاف ذکر می کند ظاهرا اجماع به این نحو است که حدیثی را مطرح می کند و به این خاطر که اجماع بر حجیت خبر واحد وجود دارد و این روایت هم خبر واحد است پس اجماع بر حکم آن هم داریم و شاید قصد ایشان احتجاج با عامه و جدل با عامه باشد که به هر حال اعتباری به این اجماع نیست.

و لذا مقتضای قاعده این است که نماز بر پشت‌بام کعبه جایز نیست؛ و فرقی نمی کند که نماز نافله یا فریضه باشد؛ زیرا نماز نافله نیز در حال اختیار و در غیر حال مشی باید به سمت قبله باشد و «لا صلاة إلا الی القبله» شامل نافله نیز می شود و تنها فرضی که انسان بخواهد در حال راه رفتن نماز نافله بخواند از آن خارج شده است.

بنابراین این فرمایش صاحب عروه که فرموده اند: «الاحوط ترک الفریضة علی سطح الکعبة و لابأس بالنافلة» قابل مناقشه است و بیان کردیم که «لابأس بالنافله» ایراد دارد. و نیز به نظر می رسد حکم نماز فریضه بر سطح کعبه بالاتر از احتیاط واجب است و باید فتوای به بطلان فریضه بر روی پشت بام کعبه داد.

شبهه ای که مکن است در ذهن صاحب عروه بوده این است که أدله استقبال قبله ظهور ندارد در این که شامل فرضی که شخص بر پشت بام کعبه باشد و بعض أجزای کعبه روبروی او باشد، می شود؛ مردم به طور متعارف بیرون کعبه نماز می خواندند و خطاب هم به آن ها است که «و اینما کنتم فولوا وجوهکم شطره» و نسبت به جایی که روی پشت بام کعبه است یا داخل کعبه است، اطلاق ندارد که بعداً خواهیم گفت.

ولی به نظر ما این مطلب صحیح نیست و «لاصلاة إلی إلی القبله، اینما کنتم فولوا وجوهکم شطره» اطلاق دارد و عرفاً بر کسی که بر پشت بام کعبه است استقبال قبله صدق نمی کند.

حکم نماز در داخل کعبه

أما راجع به نماز در داخل کعبه، مقتضای قاعده را بیان کردیم که نماز در داخل کعبه اختیاراً صحیح نیست زیرا استقبال قبله و توجّه به بیت الله مختل می شود؛ أما نماز در داخل کعبه روایاتی دارد که برخی از آن ها از نماز فریضه در داخل کعبه نهی کرده است و برخی از آن ها نماز فریضه در داخل کعبه را تجویز کرده است؛

طائفه أول (نهی از نماز فریضه)

طائفه أول که از نماز فریضه در داخل کعبه نهی کرده اند:

1-صحیحه معاویة بن عمار: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ أَبِي جِيدٍ الْقُمِّيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تُصَلِّ الْمَكْتُوبَةَ فِي الْكَعْبَةِ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص لَمْ يَدْخُلِ الْكَعْبَةَ فِي حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ وَ لَكِنَّهُ دَخَلَهَا فِي الْفَتْحِ فَتْحِ مَكَّةَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ بَيْنَ الْعَمُودَيْنِ وَ مَعَهُ أُسَامَةُ بْنُ زَيْدٍ.[12]

پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح مکه وارد مکه شدند و دو رکعت نماز مستحبی بین دو عمود در داخل کعبه خواندند أما نباید در داخل کعبه نماز فریضه بخوانید.

2-صحیحه محمد بن مسلم: عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا تَصْلُحُ صَلَاةُ الْمَكْتُوبَةِ فِي جَوْفِ الْكَعْبَةِ.[13] می فرماید نماز فریضه در داخل کعبه درست نیست و «لاتصلح» ظهور در نفی صحت دارد و بر فرض کسی بگوید با کراهت هم سازگار است مجمل خواهد شد که صحیحه معاویة بن عمار مبین است. و این که کسی بگوید «لاتصلح» ظهور در کراهت دارد کاملاً غیر عرفی است و «لاتصلح» بیان آخری از «تفسد» است.

طائفه دوم (جواز نماز فریضه در داخل کعبه)

طائفه دوم روایاتی است که نماز فریضه در داخل کعبه را تجویز کرده است:

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَضَرَتِ الصَّلَاةُ الْمَكْتُوبَةُ وَ أَنَا فِي الْكَعْبَةِ أَ فَأُصَلِّي فِيهَا قَالَ صَلِّ.[14]

جمع أول بین دو طائفه (حمل جواز بر ضرورت)

مرحوح شیخ طوسی این موثقه یونس بن یعقوب را بر فرض ضرورت حمل کرده اند.

لکن انصاف این است که: این حمل، عرفی نیست؛ زیرا بیان حکم اضطرار به نحو مطلق، عرفیت ندارد و حمل خطاب مطلق بر عنوان ثانوی اضطرار به هیچ وجه جمع عرفی نیست؛ «حضرت الصلاة المکتوبه» یعنی أول وقت است و فرض متعارفش این است که می توانسته از کعبه بیرون بیاید ولی به هر حال أول اذان داخل کعبه بوده است و لذا سؤال می کند که «أ اصلی فیها قال صل» که حمل این حدیث بر فرض اضطرار نه تنها عرفی نیست بلکه ظاهر و شاید بگوییم صریح این روایت فرض عدم اضطرار است و لذا این جمع شیخ طوسی جمع تامی نیست.

جمع دوم (حمل نهی بر کراهت)

جمع دوم این است که نهی در طائفه أول را بر نهی کراهتی حمل کنیم؛ زیرا در طائفه أول تعبیر «لاتصل المکتوبه فی الکعبه» بیان شد و در طائفه ثانیه تعبیر «صل» بیان شد که در مقام توهم حظر است و به به معنای «لابأس بالصلاة فی جوف الکعبه» است و قطعاً به معنای وجوب نماز در آنجا نیست.

راجع به نماز نافله نیز مقتضای مفاد این روایات که در خصوص مکتوبه بود این است که نماز نافله در جوف کعبه مشکلی ندارد و برخی از روایات هم بر این مطلب دلالت می کند.